|
بسم الله الرحمن الرحیم
(( فتح خرمشهر فتح خاک نیست...فتح ارزشهای اسلامی است...خرمشهر را خدا ازاد کرد ... امام خمینی ( ره) ))
سلام بر خرمشهر و فرزندانش...سلام بر جهان ارا ها و بهنام محمدی ها و حسین فهمیده ها...سلام بر شهیدانی که با ریختن خون خود این شهر را ازاد کردند...و باز هم سلام بر خرمشهر...
فردا سوم خرداد است....روزی که شهر من خرمشهر از بند بعثیان کافر ازاد شد و به اغوش پر مهر وطن بازگشت...خرمشهر شهری است که در گذر تاریخ بارها و بارها مورد اشغال نظامی و تاخت و تاز قدرت ها قرار گرفته است ...این شهر به دلیل موقعیت سوق الجیشی و استراتژیک همیشه ابستن حوادث بوده است...زمانی عثمانی ها و زمانی انگلیسی ها و زمانی دیگر عراقی ها این شهر را به اشغال خود در اورده ان...در واقع هر قدرت تاریخی با تصرف این شهر توانائی ها و قدرت خود را به رخ حریفان کشیده است...خر مشهر در گذشته به نامهائی همچون : بارما ، بیان ، محرزه و محمره بود..که در حال حاضر هنوز هم لفظ محمره در بین ساکنان بومی و محلی این شهر به کار برده می شود و دلیل نامیدن این شهر به این اسم خاک سرخی است که در اطراف این شهر و در حاشیه رود کارون وجود دارد...البته خرمشهر به دلیل تعدد مساجد و حسینیه ها و تکایا و دیانت ساکنان ان و همچنین به دلیل حضور چند مرجع عالی قدر تشیع در این شهر ، به نجف ثانی نیز معروف است...از محصولات کشاورزی این شهر می توان به خرما ، رطب ، خارک ، سبزیجات مختلف ، بامیه و محصولات دیگر اشاره کرد...این شهر از دیرباز کانون توجه افراد جویای کار بود به طوری که در سال های قبل از انقلاب افراد بیکار زیادی برای پیدا کردن کار به این شهر مهاجرت می کردند...در ان سال ها کشور هائی همچون امریکا و انگلیس و فرانسه در خرمشهر کنسولگری دائر کرده بودن.. قرارداد ملی شدن نفت ایران در ۲۹ اسفند ، توسط وزیر امور خارجه انگلیس و مسوولان ایرانی در خرمشهر منعقد شد...هنگامی که در زمان قاجاریه ایران به افغانستان حمله کرد ، انگلیس با تصرف خرمشهر و بوشهر و جزیره خارک ایران را مجبور به عقب نشینی از خاک افغانستان بکند...در زمان صدارت امیر کبیر هنگامی که قرار شد بین ایران و عثمانی قرارداد صلح برقرار شود ، امیر کبیر یکی از شرایط صلح را به رسمیت شناختن حاکمیت ایران بر خرمشهر توسط عثمانی در خواست کرد...در این شهر اقوام زیادی در کنار هم به زندگی مسالمت امیزی می پردازند...از کرد و ترک و لر و بلوچ گرفته تا فارس و عرب و شمالی و گیلکی ...که اکثریت ساکنین این شهر به زبان عربی تکلم می کنند..در این شهر قدمگاه امام رضا (ع) قرار دارد که نشان میدهد ان امام والا به هنگام حرکت به سوی طوس از این شهر گذر کرده است...خرمشهر قبل از جنگ انقدر از نظر اقتصادی و فرهنگی شکوفا بود که به عروس شهر های خلیج فارس معروف شده بود ...و اما جنگ :
بگذارید لحظات اولیه جنگ را از زبان پدرم برایتان نقل کنم...پدرم می گوید :
(( روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ بود...ما نهار خورده بودیم و در حال استراحت بودیم ... ساعت بین یک و نیم تا دو بعد از ظهر بود...از چند روز قبل سر و صداهائی از سمت مرز شنیده می شد...ان روز عموی کوچکت در حال اماده کردن کیف و دفتر هایش بود . خیلی خوشحال بودذ که فردایش به مدرسه خواهد رفت...خلاصه من دراز کشیده بودم که ناگهان با صدای انفجار مهیبی از خواب بیدار شدم...به حیاط رفتم و دیدم که چند هواپیمای نظامی در اسمان ظاهر شده اند و موشک ها را بر سر مردم بی دفاع می ریزند...یکی از موشک ها به خانه همسایه مان خورده بود ...به طرف خانه انها رفتم و دیدم که بر اثر انفجار همه انها به جز دختر بزرگشان شهید شده بودند...سر پدر خانواده قطع شده بود ... جسد مادر خانواده تکه تکه شده بود...دختر خانواده نیز شوکه شده بود و به سر قطع شده پدرش که رو به رویش افتاده بود خیره شده بود...خلاصه قیامتی به پا بود...سریع به خانه برگشتم و به مادر و خواهرانم گفتم که اماده شوید از این شهر خارج شویم...انها را سوار ماشین کردم و به سمت ماهشهر بردم و انها را نزد یکی از اقواممان اسکان دادم...سپس دوباره به شهر بازگشتم تا وسایل خانه را ببرم...اما به ما گفتن چیزی نبرید...چون فوقش یه هفته دیگه جنگ تموم میشه و شما بر میگردید... من هم تمام زندگی مان را گذاشتم و نزد خانواده بازگشتم ..))...
جوانان خرمشهری با دست خالی در برابر دشمن تا بن دندان مسلح ، ۳۵ روز مقاومت جانانه کردن..و سرانجام در ابان ماه سال ۵۹ خرمشهر به اشغال عراق در امد...اما ۱۹ ماه بعد در روز ۳ خرداد ۶۱ طی عملیات بیت المقدس که در چهار مرحله و با رمز یا علی اب ابی طالب انجام گرفت . خرمشهر ، شهر من ازاد شد..و سرانجام ما در سال ۶۹ به دیار اباء و احدادیمان بازگشتیم ..اما خرمشهر دیگر ان خرمشهر قبل از جنگ نشد...هنوز هم بیکاری در این شهر بالاترین امار را در کشور دارد...مردم خرمشهر که تمام هستی مادی خود را در جنگ از دست داده بودند و همه چیز را از صفر اغاز کردند اکنون هنوز با هیولای بیکاری دست و پنجه نرم می کنند...مردم هر شهری از اینکه وضعیت شهر شان به وضعیت ۳۰ سال قبل بازگردد رضایتی ندارند...اما مردم خرمشهر دوست دارند وضعیت شهرشان به ۳۰ سال قبل بازگردد...روزگاری که خرمشهر قلب تپنده اقتصاد کشور بود...و من افتخار می کنم که یک خرمشهری هستم و ریشه در این خاک مقدس دارم... هم اکنون در خرمشهر یک واحد دانشگاه ازاد و یک واحد دانشگاه پیام نور فعالیت دارند ..در سفری که رئیس جمهور در ۳ خرداد سال پیش به خرمشهر داشتند این شهر به منطقه ازاد تجاری پیوست..در حال حاضر خط اهن خرمشهر به بصره در حال احداث است...این شهر یکی از گرمترین شهر های کشور می باشد به طوری که گاهی اوقات دمای این شهر به بالای ۵۰ درجه سانتی گراد می رسد...هر ساله هزاران نفر در قالب کاروان های راهیان نور و مسافران نوروزی از این شهر دیدن می کنند...رود کارون که پر اب ترین رود ایران وتنها رود قابل کشتیرانی کشور است از وسط این شهر می گذردآب لوله کشی این شهر قابل شرب نیست و مردم مجبورند آب شرب خود را بخرند.....به خرمشهر می توان از چهار راه : هوائی ، زمینی ، دریائی و ریل اهن سفر کرد و این موقعیتی است که هر شهری دارای ان نمی باشد...امیدوارم شما نیز روزی به این شهر بیائید تا بتوانم از نزدیک شما را با صفا و زیبائی های شهرم اشنا کنم...
موفق باشید...یا علی
ذبیح - خرمشهر
|