تبليغاتX
چرا عاشق نباشيم
Home
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
ترجمه قالب

انجمن سایت
چرا عاشق نباشيم 
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  ترجمه قالب

  انجمن وبلاگ

  وضعيت در ياهو



مدیریت

اسماعيل اهنج
مریم نی لبک
صدیق


موضوعات

 

لینک ها

گالري قالب وبلاگ
مجهول
معلوم هنر دوست
ارمغان زمان فشمی
جوانان اریائی
دختر خورشید
نرسیس فیگو
تنهاترین عاشق
سوگند
ایسان و بابک
تو را من چشم در راهم
باران پائيزي
مجله جوانان امروز
س ا م
میلاد
رز قشنگ شادی....سلی
معصومه رحیمی
رویا
الهام
پارمیدا
جوانان شمالی
سحر
مردونيوس
هیوا
شكوفه اشك پائيز
الهه
بر بلندای خیال ( حنانه)
ح.زینتی
نابخشوده

 

لینکدونی
سایت آموزشی و تفریحی

آمار وبلاگ
كل بازديد ها :

بسم رب الشهدا و الصدیقین

                              بسم الله الرحمن الرحیم

دنیا رو با همه خوب بودش         با همه زندونیای ابدش

پشت سر گذاشتن و رها شدن       رفتن و سری توی سرا شدن

واسشون تو بند دنیا جا نبود         دنیا که جای پرنده ها نبود

پشت سر گذشته های بی هدف      پیش رو لشکر ارزو به سر

تو بهشت ارزو گم نشدن             ادم حسرت گندم نشدن

وقتی موندن تو غبار زندگی          پر کشیدن از حصار زندگی

زنده موندن واسه شون بهونه بود     زندگی بازی بچگونه بود

یه صدا می خوندشون سمت خدا      با سکوتشون رسیدن به خدا

سلام بچه ها

امیدوارم که حال همگی شما خوب باشد

می دونید این شعر بالا مال چیه؟...فیلم اخراجی ها رو دیدید؟...این شعر تیتراژ پایانیه این فیلمه...فیلمی که دیشب من برای اولین بار دیدم...به مولا علی (ع) بعد از پایان فیلم اونقدر گریه کردم که چشمه اشکم خشک شد...یه دمت گرم حسابی باید به مسعود ده نمکی بگیم بابت این فیلمشبچه ها واقعا به کجا داریم می ریم؟...چرا شهدا رو و اهدافشون رو فراموش کردیم؟...چرا فکر می کنیم اگر تو یه مجلسی حرف از شهید و شهادت و سال های دفاع مقدس بزنیم ابرومون می ره؟...مگر این ۸ سال دفاع مقدس بزرگترین سند افتخار  کشور ما در طول تاریخ نیست؟...به خدا اون کسائی که رفتن جبهه و شهید یا جانباز شدن هم سن و سال من و شما بودن....همین نقش اصلی های این فیلم رو ببینید که چی بودن و چی شدن....دیدید بیژن مرتضوی ( امین حیائی) چطوری با دیدن دختر خردسال شیمیائی منقلب شد؟..دیدید مجید ( کامبیز دیرباز ) چطوری با خنجر رو در روی تانک ایستاد؟...نگید که این فیلمه و واقعیت نیست....بلکه به نظر من واقعیت جبهه همین بود و بس....به قول اون سید روحانی شهدا که از اسمون نیومدن..به خدا دیشب به اندازه تمام لحظات زندگی ام از شهدا خجالت کشیدم...اصلا اگه اونا نبودن ما بودیم؟...از خودم خجالت می کشم که این شلمچه این همه به من نزدیکه و من این همه از اون دورم...زندگی مون شده فقط مادیات...دلم می سوزه که حتی متاسفانه بعضی از دست اندر کاران نظام جمهوری اسلامی ، کسانی که در جبهه بودن ، این خاطرات رو فراموش کردن و دو دستی چسبیدن به دنیا و ما فیها....دیشب حسرت یه چیز رو خوردم ...این که چرا من به جای اینکه سال ۶۵ به دنیا بایم ، سال ۴۵ به دنیا نیومدم؟....خوش به حال اونائی که رفتن جبهه و شهید شدن و اگه هم شهید نشدن هنوز هم اون خلوص نیت و صفای دل تو وجودشون جاری هست....دوستان من ازتون می خوام یه بار ، فقط یه بار زندگی نامه شهید همت رو بخونید  و ببینید مردانگی و عشق یعنی چه...ازتون می خوام فقط یه بار زندگی نامه شهید چمران رو بخونید....ببینید این شهید چمران چگونه به دنیائی که به کامش بود پشت پا زد جام شهادت رو نوشید....میدونید دکتر چمران دکترای فیزیک رو از یکی از معتبرترین دانشگاه های امریکا رو داره؟...اینا مرد بودن نه نامردائی که امروزه تو جامعه دارن زندگی می کنن...خواهر عزیزم نی لبک حرف قشنگی رو می زد....می گفت من تو رابطه زناشوئی حاج همت با زنش عشق علی به فاطمه رو میدیدم...باید هم باشه....وقتی الگوی حاج همت مولایش علی و الگوی همسر شیرزنش فاطمه زهرا باشه باید هم عشق علوی تو زندگی شون باشه...می دونید بچه ها...یه چیزی رو می خاوم بهتون بگم که تا حالا نگفتم...پدر من یه جانبازه...نمیدونم چند درصد...اما مطمئنم اگه می رفت دنبال کارهای جانبازیش خیلی بهش میرسیدن....اما هر وقت به پدرم می گفتن برو بنیاد جانبازان عصبانی می شد...می گفت من برای اب و خاکم و وطنم جنگیدم نه برای امتیازات جانبازی...نمی خوام بگمکه پدرم بهترین مرد روی زمینه ...اما با این کارش یه چیزی رو به من یاد داد و اون اینه که اگه یه کار خوبی کردی انتظار نداشته باش خلق الله پاداشت رو بدن...بذار خود خدا پاداش کارت رو بده...بچه ها شهدا رو فراموش نکنیم ...اونا حق زیادی رو گردن ما دارن...شاید بیشتر از حقی که یک پدر مادر بر گردن فرزندش دارد...اونا راه خودشون رو شناختن...بیاید ما هم راهمون رو با توکل به خدا و ائمه از بیراهه بشناسیم.

                   موفق باشید - یا علی

                        ذبیح  - خرمشهر

 :: نوشته شده توسط اسماعيل اهنج در تاريخ شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 ::

[ ] [ لینک مطلب ]
منو مديريت

      

  پیغام مدیر :
اینجانب اسماعیل اهنج دانشجوي كارشناسي رشته حقوق در سال 1365 در روز9 ابان در ماهشهر به دنیا امدم .دوست دارم دوستان بی شماری پیدا کنم و از اشنایی با شما خیلی خوشحال میشم.


لوگوی وبلاگ


جستجو



آرشيو

آبان 1388
آبان 1387
خرداد 1387
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
آرشيو

 

لوگوی دوستان

گالري قالب وبلاگ

جای لوگو دوستان



 

ترجمه قالب

گالري قالب وبلاگ

All Rights Reserved 2006 © http://zabih-hd.blogfa.com .:. Template Rendition by GHALEBKADEH

New Page 5

.