|

روز شنبه فرصتی دست داد تا به شهر مقدس قم بروم...و حضرت معصومه رو زیارت کنم...جاتون خالی...خیلی محیط عارفانه و خوبی بود....برای همه شما هم دعا کردم و از طرف شما نائب الزیاره بودم...قم شهر مذهبی و خوبیه...می شه اسلام ناب محمدی رو تو این شهر دید...حد اقل فساد و بی بند و باری تو این شهر کمتر وجود داره...اما خیلی هم سرد بود...و برای ما خوزستانی ها که ۹ ماه سال رو تو گرما سر می کنیم اون اب و هوا خیلی عذاب دهنده بود به هر حال اونجا به یاد شما بودم و یادمه که از کنار حرم به رضا اولادی هم زنگ زدم...

یه سری هم به مسجد جمکران زدم...وقتی به اونجا رسیدم و وارد مسجد شدم با اقا شروع به صحبت کردم...بهش گفتم:( اقا جون بس نیست دیگه...خسته نشدی از این همه غیبت ...مگه نمی بینی شیعه ها چقدر تو فشارن...مگه نمیبینی دین جدت چطور داره از بین میره)...وقتی این حرفا رو زدم یه دفعه مو رو تنم سیخ شد...حس کردم که اقا امام زمان داره مظلومیت جدش امام حسین رو فریاد میزنه ...همون جا افتادم و شروع به گریه کردم...خلاصه جاتون سبز ...اونجا یه دنیای دیگه هستش...جائی که می تونی بی واسطه با امام زمانت صحبت کنی و مطمئن باشی که اون حرفات رو می شنوه...
راستی من تا مدت طولانی به دلیل امتحانات ترم نمی تونم اپ کنم...هی نگید که کی اپ میکنی...حالا اگه مریم خانم خواست که اپ کنه بسم الله...این گوی و این میدان...پس تا اطلاع ثانوی خدانگهدار
موفق باشید...یا علی
|