تبليغاتX
چرا عاشق نباشيم
Home
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
ترجمه قالب

انجمن سایت
چرا عاشق نباشيم 
منو اصلی

  برگ نخست

  ايميل مدير

  ترجمه قالب

  انجمن وبلاگ

  وضعيت در ياهو



مدیریت

اسماعيل اهنج
مریم نی لبک
صدیق


موضوعات

 

لینک ها

گالري قالب وبلاگ
مجهول
معلوم هنر دوست
ارمغان زمان فشمی
جوانان اریائی
دختر خورشید
نرسیس فیگو
تنهاترین عاشق
سوگند
ایسان و بابک
تو را من چشم در راهم
باران پائيزي
مجله جوانان امروز
س ا م
میلاد
رز قشنگ شادی....سلی
معصومه رحیمی
رویا
الهام
پارمیدا
جوانان شمالی
سحر
مردونيوس
هیوا
شكوفه اشك پائيز
الهه
بر بلندای خیال ( حنانه)
ح.زینتی
نابخشوده

 

لینکدونی
سایت آموزشی و تفریحی

آمار وبلاگ
كل بازديد ها :

علی ای مظلوم تاریخ

                                               بسم الله الرحمن الرحیم

سکانس اول:

علی را امشب چه شده است؟...حالت کبوتری را دارد که منتظر است تا در قفس را بگشایند و به پرواز در اید....افطار را خانه دخترش مهمان است....دخترش برایش اب و نمک و شیر میاورد..... و او می گوید (( دخترکم ایا تاکنون دیده ای پدرت دو گونه غذا در یک وعده بخورد؟))...شیر را به کناری می نهد و با نان و نمک افطار می کنم....عظمت را بنگر......

سکانس دوم:

شب چه تاریک است امشب در اسمان کوفه...صدای ناله های  جانسوز علی است و اوای مظلومیتش.......(( این همان شبی است که حبیبم رسول الله مرا به ان خبر داد ))...امشب شب قتل است....اه ای نامردمان چه دیده ام از شما و شما جز خوبی چه از من دیده اید؟....اه ای نامردمان دختر پاک پیامبرتان را کشتید و حق مرا غصب نموده اید....علی حالتی دارد امشب....

سکانس سوم:

وقت سحر است...علی بر میخیزد....بیرون میرود....مرغان به سویش شتابان می ایند....مولایمان کجا میروی؟....دلمان خبر بد میدهد....نرو ای مولا....به سمت در میرود....دستگیره بی جان در روح میگیرد....میخواهد مانع از خروج مولای متقیان گرددد..ولی علی میرود...وارد مسجد میشود...ابن ملجم ملعون را می بیند که به روی شکم خوابیده است...او را بیدار می کند و می گوید (( به روی شکم نخواب که خواب شیاطین است....به روی کمر بخواب که خواب مومنین است ...به پهلوی راست بخواب که خواب انبیا است...به پهلوی چپ بخواب که خواب اوصیا است))....به سمت قبله میرود ...اذانی میگوید که تا ان روز مردم کوفه نشنیده بودند...اقامه می گوید...رکوع میرود...به سجده میرود و................شمشیر اشقی الاشقیاء نامرد نامردمان بالا میرود . بر فرق سر پاک ترین انسانها  و مولای متقیان و پدر یتیمان فرود می اید...علی فریاد میزند ((فزت و رب الکعبه)) به خدا کعبه قسم رستگار شدم...صدای جبرئیل در اسمان و زمین می پیچد که (( تهدمت والله ارکان الهدی))به خدا قسم ستون ایمان و هدایت ویران گردید....و علی می افتد...علی مظهر عشق و وفا....علی مرد بی مثال...علی رادمرد صفین و پهلوان خیبر....

نمیدانم علی شب اخر به چه می اندیشید؟....به روزی که ۱۳ ساله بود و ندای حق را شنید و دست راست پیامبر خدا شد؟ یا به شبی که در جای پیامبر خوابید؟...یا به رشادت هایش در جنگ خندق و قتل عمرو بن عبدود؟ یا به فاطمه  و مظلومیتش...یا به حق غصب شده اش..یا به خنجری که کوفیان از پشت به وی زدند.... یا به یاد دوستانش ابوذر  و بلال و عمار یاسر و ...علی به همه این ها می اندیشید و غصه می خورد از نامردی نامردمانی که در اطرافش  بودند...

شهادت مظلومانه مولای متقیان امام اول شیعیان امام علی (ع) را به تمام شما دوستان تسلیت عرض  می کنم....

موفق باشید ...یا علی

ذبیح ..........خرمشهر

 :: نوشته شده توسط اسماعيل اهنج در تاريخ دوشنبه نهم مهر 1386 ::

[ ] [ لینک مطلب ]
منو مديريت

      

  پیغام مدیر :
اینجانب اسماعیل اهنج دانشجوي كارشناسي رشته حقوق در سال 1365 در روز9 ابان در ماهشهر به دنیا امدم .دوست دارم دوستان بی شماری پیدا کنم و از اشنایی با شما خیلی خوشحال میشم.


لوگوی وبلاگ


جستجو



آرشيو

آبان 1388
آبان 1387
خرداد 1387
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
آرشيو

 

لوگوی دوستان

گالري قالب وبلاگ

جای لوگو دوستان



 

ترجمه قالب

گالري قالب وبلاگ

All Rights Reserved 2006 © http://zabih-hd.blogfa.com .:. Template Rendition by GHALEBKADEH

New Page 5

.